$>
|
هیچستان شعرهای سالار.ا.ن.کاشانی
|
||
|
|
6/03/2004
●
پشت شيشه
سالار
||
12:53 PM
غم پشت شيشه بود شما يادتان نبود باران نمي گرفت شما يادتان نبود بيهوده پشت شيشه دست تكان مي دهيد !... آي گفتم كه پشت شيشه قلب تكان داده ام ولي خورشيد رفته است شما يادتان نبود؟ وقتي غروب مي شد وشب داشت مي رسيد گفتم كه صبح يادتان نرود يادتان نبود من - پشت شيشه - ابتداي راه رسيدن نشسته ام بايد مي آمديد ولي يادتان نبود |
|