$>

هیچستان

شعرهای سالار.ا.ن.کاشانی

 

صفحه اصلی
پست الکترونيک
XML
 
شعرها


بايگانی


 

 

 

8/08/2004

جنگل اين جا
 

با دردي عميق تر از گريه
دردي كه مثل خوره
مثل خوره روح را آهسته در انزوا مي خورد و مي تراشد
با دردي اين چنين
مي خواسته ام كه درخت شوم اين جا
.مي خواسته ام درخت شوم پاي عبور سرود رود جنگل بي كرانه ي اين جا
هم نگاه سرخس ها باشم
ساكت و مغرور
.در انتظار آفتاب طلايي هر طلوع دلرباي جنگل اين جا
مهبط سبز سوره ي باران باشم
.باران بي رحم نوازشگر جنگل اين جا
مي خواسته ام كه تنها باشم
مثل هر درخت
در جماعت سبز جنگل اين جا
.ساكت باشم و رود را بشنوم

***
تنهايي درخت
تنهايي خدايي سبزي است ، كه تنها
.تنها در جامعه ي سبز جنگل اين جا شدن دارد
سالار  ||  2:16 AM