$>

هیچستان

شعرهای سالار.ا.ن.کاشانی

 

صفحه اصلی
پست الکترونيک
XML
 
شعرها


بايگانی


 

 

 

8/26/2004

با نيمه شب
 

اين جا هنوز نيمه شب است و
من هستم و
انگار
سوسوي خاطره ها هم
.در بي زمان نمي دانم از كجا
او
ـ نيمه شب ـ
آن سوي ميز نشسته
با چاي داغ و سكوتي كه واجب است
.وقتي كه حرف هاي دو تامان نگفتني است
ما بغض كرده ايم
در ناگريزي دود و هواي مه
ما
.بي ماه مانده ايم ، خيابان به دون شعر

سيگار مي كشيم و
با يك سكوت تشنه ي حراف
هي چاي مي خوريم
گپ مي زنيم
تا صبح
.تا وقت حرف هاي كهنه ي تكرار
سالار  ||  2:17 AM