$>

هیچستان

شعرهای سالار.ا.ن.کاشانی

 

صفحه اصلی
پست الکترونيک
XML
 
شعرها


بايگانی


 

 

 

9/12/2004

مردگي
 
( تقديم مي شود به " محمود ساطع " به ياد گشت و گذار هايي كه با هم داشته ايم در ويرانه هاي اطراف نياسر )

من زير بارش يكريز آفتاب
در دشت ريگ هاي چنين يادمان مرگ
هي خيس مي شوم
در دشت باد هاي پر از ياد تازگي
در خاطرات آبي يك رود تشنه كام
،در يك سكوت محض كه پايان همهمه است
.پايان مبهم تاريخ حرف ها


.از ياد رفته است اين جا خيال دشت


ما زنده ايم ، و باران نمي زند
.از ياد مي رويم


... يعني همين
:فردا
اتمام هر چه كه امروز بوده است
.در واژه ي گرفته ي ديروز
:فردا
تقدير دشت هاي همهمه هامان ، سكوت محض
.انبوه شور جاري دوران ، سرود مرگ



.ما خاطرات مرده ي فرداي زنده ايم
. ... فرداي مرده خاطره ي
سالار  ||  1:16 AM