$>

هیچستان

شعرهای سالار.ا.ن.کاشانی

 

صفحه اصلی
پست الکترونيک
XML
 
شعرها


بايگانی


 

 

 

1/26/2005

سقوط
 
.برای خواهرم که "شبگرد" بود
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برايت از چه بگويم هم قطار!؟
فصل «بائوباب» هاست
.فصل بی انتهای بائوباب هاست
دیگر
.نمی شود غروب را روی صندلی لحظات همواره ديد
من
بر خاموشی سياره ی کوچک قلبم
ديريست
در ريشه دواندگی دردناک اندوه بائوباب ها تا عمق عميق روح
.سوگوارترينم
گویی
فصل گل های سرخ مغرور
.فرا نرسيده، سرآمده است
حالا
کودکی
تنها
.به رويای شاهزادگيش دلخوش است
...حالا
...حالا
گاهی خيال می کنم
رستگاری
...دیگر این روزها چه بيهوده است
***
من اين گونه ام
غم انگيز نيست؟
سالار  ||  1:31 AM