$>
|
هیچستان شعرهای سالار.ا.ن.کاشانی
|
||
|
|
3/04/2005
●
کلاغ پر
سالار
||
1:50 AM
.غرورم را کاشته بودم پای بید مجنون و هی لحظه ها را کلاغ پر رفته بودم تا تو ـ خیال تو ـ و هی فصل ها را شمرده بودم که یک بار پاییز بشود ـ نمی شد ـ دانه پاشیده بودم هر سه فصل سال را دانه پاشیده بودم چشم به راه کلاغ ها ـ نمی آمدند ـ کلاغ پر رفته بودم چشم به راه کلاغ ها بی کلاغی ِ هر سه فصل سال را تا تو ـ خیال تو ـ من بارها از روی شانه های بید کفتر های سپید رهایی را تکانده بودم .از هراس بهشت تو می آمدی یک روز، پاییز می آمدی تا غرورم شکوفه کند زیر بید و ما ـ با هم ـ تا معراج آسمان هفتم تا قعر دوزخ پروردگار .می مردیم |
|